مؤلف مجهول

73

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى )

كس برداشته رفت و توپخانه را از ايشان گرفته آورد ، بلكه برادر شيخ اغلى را به دست آورده به قتل رسانيم ؛ چون چنين شود ، شيخ اغلى دلشكسته شده علاج او آسان است . پس با سلطان مراد صلاح ديد . او گفت كه معلوم نيست كه شيخ اغلى برادر خود را تنها بگذارد . پس الوند با مصطفى پادشاه مصلحت ديد . او گفت كه [ 49 ] شما امشب هم صبر كنيد فردا كه تمام سپاه ما از جا در آيند ؛ شيخ اغلى با اين درياى لشكر چه خواهد كردن . الوند گفت درست مىفرمائيد اما اگر برادرش به دست آمده به قتل برسد شيخ اغلى ديگر كارى نتواند كرد . مصطفى پادشاه گفت كه شما مقدمات اين ولايت را بهتر مىدانيد ؛ اگر رفتن دانيد كه ضرور است برويد . الوند گفت ده هزار كس من دارم و شما هم ده هزار كس ينكچرى را بفرستيد كه شايد به ضرب تفنگ كار ايشان را توانيم ساخت . پس مصطفى پادشاه فرمود كه دلاور پادشاه ده هزار كس ينكچرى برداشته به اتفاق الوند روانهء الوند شوند . و اما الياس بيگ با سلطان ابراهيم ميرزا به منزل آمده فرمودند كه توپچيان توپخانه را پر كرده و دور توپخانه [ را ] گرفته پشت بر آن داده ايستادند و جاسوس به اردوى روم فرستادند . الياس بيگ گفت كه من مىدانم كه امشب سپاه بر سر ما خواهند آمد ، اگر بيايند مىبايد از سر توپخانه جدا شده خود را به ميدان گرفت و هر وقت كه بفرمايم توپخانه را آتش بزنند . درين وقت جاسوس خبر آورد كه بيست هزار نفر از تركمان و رومى سپاه جدا شده بر سر شما مىآيند . پس الياس بيگ فرمود كه سپاه مستعد جنگ شوند .